جعفر شهرى باف
421
طهران قديم ( فارسى )
روى زمين زندهباد ) تشكيل مىدادند كه مخالف حكومت سلطنتى و تا زنده به آن بودند و دلايلى از حكومت صد و پنجاه سالهء قاجاريه داشتند كه در احزاب و تظاهرات عنوان نموده ، مظالم ايشان گوشزد مىكردند و روز بروز هم بر تعدادشان اضافه ميگرديد . سخن اين عده اين بود كه جمهورى دوست ملتها و مردم مىباشد و اگر اختيار آن به كف مردم افتد پدر آجانها و ماليهچىها را درمىآورند و ديگر بلواى ناامنى و آشوب نمىبينيم و هميشه نان روى منبر و گوشت به قنارههاى قصابىها ميآويزد « 1 » و هفته به هفته حوائج هر خانواده را بدر خانههايشان مىبرند و حكيم و دوا مفت و مجانى « 2 » و رياست و بزرگى ميان مردم قسمت مىشود و هر عمله اكرهاى مىتواند رئيس و وزير و وكيل شده كسب افتخار بكند ؛ و وعده وعيدهايى در مورد ( نان نكش و آب لولهكش ) و ديگر دلخوشكنكهاى ديگر كه مردم را تحريك مىنمود . اين گروه و مشابهانشانكه همه براى مردم همه چيز مفت و مجانى ميآوردند ! دستههايى بودند كه نام جماعات خود را ( حزب ) مىگذاشتند و شهرت داشت كه از طرف دولت روسيه حمايت مىشوند و از آنها دستور مىگيرند چنانچه دستهء مخالف آنها را هم مىگفتند تحت حمايت انگليس مىباشد ، در حالى كه مطلعين و آگاهان عقيده داشتند كه هر دو از يك چشمه آب مىخورند و مخارج هر دو را انگليسىها تأمين ميكنند . در مقابل اين عده جمعيتى هم از سالخوردگان و آخوندها و منبرىها و قديمى مسلكها و امّلها و كسبه و تجار و داشمشدىها و يكهبزنها و اكثريت حقوقبگيرها و مستمرىدارها و شاهزادگان و جيرهخواران و دعاگويان و امثال آن بودند كه طرفدارى از حكومت سلطنتى كرده بر تابلوهايشان لفظ ( انجمن ) نوشته ميشد و غالب آنها هم از فرط بيگانگى با نام جمهورى و جمهوريت ، جمهورى را جمبورى ميگفتند و بر رد عقايد جمهورىخواهان دلايلى
--> ( 1 ) . يكى از سياستهاى هميشگى دولتها در تحميل نظرات و امور زير پردهى خود به مردم بوجود آوردن تنگى و سختى نان و گوشت و قحط و غلاى مصنوعى بود كه تا انجام مقصود و مقاصد ادامه مىگرفت . ( 2 ) . همان حرف شير رنگ كنك ! مبلغين و منبرىهاى سفارت انگليس در مقدمه مشروطهخواهى كه مىگفتند از اغنيا گرفته به فقرا مىدهند .